حبیب اله قلیشلی، فرزند محمّدباقر و صنمبر، سال 1322 در روستای معصومآباد گرگان به دنیا آمد. وی از دبیرستان ابن سینا گرگان دیپلم ادبی گرفته، پس از آن در رشته فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه مشغول تحصیل شد و دانشنامه لیسانس را در سال 1344 از دانشگاه الهیات دانشگاه تهران دریافت کرد.
قلیشلی از سال 1351 در اداره آموزشوپرورش گرگان به عنوان دبیر استخدام شد. وی پس از انقلاب به عنوان اولین شهردار گرگان منصوب گردید
حبیب اله قلیشلی ، فرزند محمّدباقر و صنمبر، سال 1322 در روستای معصومآباد گرگان به دنیا آمد. وی از دبیرستان ابنسینا گرگان دیپلم ادبی گرفته، پس از آن در رشته فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه مشغول تحصیل شد و دانشنامه لیسانس را در سال 1344 از دانشگاه الهیات دانشگاه تهران دریافت کرد.
قلیشلی از سال 1351 در اداره آموزشوپرورش گرگان به عنوان دبیر استخدام شد. وی پس از انقلاب به عنوان اولین شهردار گرگان منصوب گردید و پس از آن به عنوان شهردار ساری، فرماندار قائمشهر، فرماندار خوانسار، مدیرکل ارشاد اسلامی استانهای سیستان و بلوچستان، بوشهر، گلستان و یک دوره عضو و رئیس شورای شهر گرگان بود.
شهرت قلیشلی در منطقه گرگان بیشتر به جهت فعالیت های ادبی اوست. وی در سال 1364 به همراهی گروهی از شعرا و علاقهمندان به شعر و ادبیات، انجمن شعر و ادب گرگان را تشکیل داد. منزل وی همواره محفل ادبا و شعرا بود و از هیچ کار خیری در حق شعرا و ادبای منطقه کوتاهی نمیکرد.
یکی از اقدامات قلیشلی در زمانی که شهردار گرگان شد، این بود که اجازه نداد شعارهای انقلابی (متعلق به تمامی احزاب و گروهها) را از روی دیوارهای شهر را پاک کند.
- تأسیس انجمن شعر و ادب گرگان در سال 1364.
- کتاب شعر لحظه های بی زمان
- کتاب شعر هوای وقت
سیّدمحمّدعلی جزایری شوشتری، مشهور به «سید بسم اله»، پدرش حجه الاسلام آقاسیّدحسن جزایری و مادرش آغابیگم دختر سیّدحسن سلطان الذّاکرین استرآبادی بودند. در اواخر سال 1267 یا اوایل 1268ش، زمانی که آقاسیّدحسن جزایری عازم مشهد رضوی بود، در استرآباد بیمار شده و در منزل سیّدحسن سلطان استرآبادی اقامت گزید. سیّدحسن استرآبادی دخترش را صیغه او نمود و نطفه سیّدمحمّدعلی در همین زمان بسته شد. سیّدحسن وقتی متوجه این ماجرا شد، همسرش را با خود به تهران برد و سیّدمحمّدعلی در تهران بهدنیا آمد. وی تحصیلات خود را در علوم دینیه تا مراتب بالا ادامه داده، به سلک روحانیت درآمد. او در اواخر دوران قاجار از روحیانیون بانفوذ پایتخت بود و پس از کودتای سوم اسفند 1299 به رضاخان سردارسپه نزدیک شده، به مقام و منصب خفیهنویسی او نایل شد. شوشتری در دورههای پنجم، شانزدهم و هجدهم مجلس شورای ملی از حوزه استرآباد و گرگان وارد مجلس شد و در هرسه دوره، از جانب غالب اهالی گرگان نماینده تحمیلی قلمداد میشد. در جریان واقعه خونین مسجد گوهرشاد، شوشتری نماینده رضاشاه در آستان قدس رضوی بود. وی تنها نماینده مخالف نخستوزیری دکتر محمدمصدق بوده و به دولت او رأی مخالف داد.